آموزش پویا، ارتقاء کیفیت، بقاء و استمرار

آموزش پویا، ارتقاء کیفیت، بقاء و استمرار

1398-09-20
آموزش پویا، ارتقاء کیفیت، بقاء و استمرار

به نظر ما روح حاکم بر مسیله آموزش و استمرار آن و نقش توسعه کیفی منابع انسانی در ارتقاء کیفیت و توانمندی شرکت‌ها و سازمانها بر پنج اصل زیر استوار است:

1- اعتقاد راسخ به موضوع آموزش و استمرار آن

2- رابطه آموزش و کیفیت هدفمند و ثمربخش

3- رابطه آموزش و کیفیت با بقاء و ماندگاری شرکتها و سازمانها

4- توجه و بکار بستن تجربه‌های مفید و آموزنده

5- اعتقاد به اجرای آموزش‌های کوتاه و بلند مدت

به گفته یکی از بزرگان «برای صعود به قله رفیع موفقیت، راهی پرپیچ و خم و به درازای چند سال در پیش روست؛ آموزش چراغی است برای پیدا نمودن مناسب‌ترین مسیر در کوتاهترین زمان»

در این مقاله بطور خلاصه بحث پیرامون مطالبی است که در اجرای اهداف کمی و کیفی سیستمهای مدیریت کیفیت در شرکتهای مجری طرح موثر است. شرکتهایی که از ارکان تاثیرگذار بر سرنوشت ظرفیت‌سازی و توانمندسازی صنعت ساخت و ساز در جامعه امروز محسوب می‌گردند. نقشی که این شرکتها می‌توانند در اشاعه دیدگاههای صنعت احداث بصورتی فرایندگرا، با سیستمی پروژه محور در مدیریت و رهبری آن ایفا کنند. بعلاوه بیان رابطه آموزش و کیفیت در اعتلا و انسجام اهداف شرکتها، نقش مدیریت ارشد و مدیریت برنامه‌ریزی منابع مالی و انسانی، شناسایی فرایندها و اهداف کوتاه‌ و بلند مدت و اشاره‌ای به تجربه‌های مفید گذشته نیز از دیگر موارد مطروحه در مقاله محسوب می‌گردند. جهان امروز جهان بسیار بسیار گسترده و تحسین‌برانگیز فن‌آوریهای نوین است. در نظر گرفتن تاثیر متقابل آموزش پویا بر ارتقاء کیفیت و اهداف کوتاه مدت و بلند مدت شرکتها و سازمانها امریست بسیار الزامی و بدیهی که از ارکان ظهور سیستمهای مدرن رشد کیفیت در مدیریت‌ها و راهبری سازمانها و شرکت‌ها تلقی می‌گردد. هرگونه غفلت و کوتاهی از این موارد مستلزم پرداخت تاوانهای سنگینی در آینده خواهد شد.

1- مقدمه

افزون بر سی و پنج سال کار آموزشی و پژوهشی و تدریس و بیش از هجده سال سابقه همکاری با شرکت‌های مجری طرح و شرکت‌های مهندسین مشاور و چند سالی هر چند اندک، تجربه کاری بسیار مفید در زمینه مدیریت کیفیت شرکتها، اندوخته‌های بسیار گرانبهایی شد تا با تلفیق این آموخته‌ها اقدام به نگارش متون زیر نماییم.

بسیاری از مفاهیم، همچون آموزش، پژوهش و روش تدریس را بطور جدی، شاید بتوان پس از فراغت از تحصیل دانشگاه طی سالیان متمادی آموخت. تجربیات و دانش اندک امروز ما پس از سالها تدریس، تحقیق و تتبع، مرهون و مدیون یک دوره آموزشی بلند مدت و ارزشمند تجربیات گذشته است. به دلیل عشق و علاقه وافر به این امر مقدس و اعتماد قلبی و راسخ به اهمیت آموزش و استمرار آن، توان خود را لحظه‌ای از مطالعه، تحقیق، تتبع و پژوهش در این دنیای گسترده و شگفت‌انگیز فناوریهای نوین فارغ و بی‌نیاز ندانسته و در تمام زمینه‌های مختلف آموزش عملی، تیوری، ساز و کارهای تجربی، طراحی و صنعتی و ارتقاء کیفیت کارها با انگیزه‌ای بسیار قوی و در سطحی مناسب و گسترده کوشا و کنجکار و پیگیر بوده‌ام. از تمامی انبوه کلاس‌های گوناگون تدریس و دوره‌های آموزشی کوتاه مدت و بلند مدت و سخنرانی‌ها و سمینارها که در این سالهای متمادی با آن مواجه بوده‌ایم، مطالب بسیار ارزشمند و فراوانی آموخته و همچنان می‌آموزم و توشه راه آینده قرار می‌دهم. سعی و تلاش فراوان کرده‌ام تا با اعتقاد راسخی که به مسیله آموزش و پژوهش و تداوم و استمرار آن دارم، آموخته‌هایم را در این دوران طولانی هر چند ناچیز، چراغ راهی روشن و فراگیر برای دانشجویان، مهندسین و مخاطبین خود در این دوره‌های آموزشی و آکادمیک و سخنرانی‌ها و سمینارها قرار دهم. خوب و نیک می‌دانم آموخته‌ها و اندوخته‌های انسان نعمتی است الهی که چند صباحی به رسم امانت در اختیار او قرار گرفته و فردی امانت‌دار خوب و امین محسوب می‌شود که بتواند همه آنچه را که در محفوظات و بایگانی ذهن‌ پویای خود دارد به نیکی و به شایستگی و با جدیت و در حد توان و مقدورات خود در اختیار نسل آینده قرار دهد.

اعتقاد بی‌چون و چرا به پیاده‌سازی سیستم مدیریت پویا که امر آموزش و استمرار آن یکی از ارکان اساسی شکوفایی آن محسوب می‌گردد را سرلوحه هر یک از فعالیت‌های آموزشی در ارتقاء و توسعه توانمندی‌های نیروی انسانی شرکت‌ها و سازمانها می‌دانم.

در اشاعه فرهنگ اعتقاد به استمرار آموزش و توسعه کیفی منابع انسانی متخصص در محدوده مدیریت کیفیت امور، لحظه‌ای درنگ نکرده و از هر وسیله‌ای برای تامین شرایط اجرایی مطلوب بهره گرفته و عامل محرک آن بوده‌ام. امکانات آموزشی و کمک آموزشی امروز جهان بسیار بسیار گسترده و قابل تحسین است. از طرفی توسعه منابع انسانی متخصص در ارتقای توانمندی‌ سازمانها و نهادها و شرکت‌ها در گرو اعتقاد به امر آموزش مستمر و تامین حداقل‌های ضروری جهت نیل به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت و در نهایت رشد و توسعه همه جانبه جامعه است.

وجود مراکز آموزش عالی متنوع و متعدد، نشریات فراوان و متنوع داخلی و خارجی، دسترسی به آخرین اطلاعات روز دنیا از طریق اینترنت پرسرعت با سرعتهایی خارق‌العاده، توسعه و گسترش روزافزون انواع رسانه‌های قدرتمند جهانی و افزایش کانون‌های پژوهشی متعدد و متنوع، ما و ذهن جستجوگر ما را از سفرهای طولانی و خسته‌کننده و جستجو‌های طاقت‌فرسای گذشته تقریبا بی‌نیاز یا کم‌نیاز نموده است. دنیای امروز، دنیای شگفت‌انگیز و تحسین‌بر‌انگیز فن‌آوری‌های نوین در تمام عرصه‌های کار و زندگی بشر نظیر؛ تکنولوژی‌ اطلاعات (I.T) ، تحقیق و پژوهش مستمر و گسترده، آموزش و رشد و توسعه مستمر و پایدار، انرژی‌های نو و جایگزین، دانش نانو ذرات، تکنولوژی سلول‌های بنیادی در تمام زمینه‌ها محسوب می‌گردد.

ساده‌اندیشی است چنانچه فردی یا اجتماعی و یا کشوری خود را فارغ و بی‌نیاز از موارد فوق دانسته و تلاش و کوشش خود را فارغ و مستقل از تحولات روز دنیا برای نیل به اهداف کوتاه مدت و طولانی مدت سازمان بکار بندد.

تعلیم و تعلم به عنوان یکی از ارکان نمادین و اساسی و مستحکم و پایدار دستیابی به رشد و اعتلای همه جانبه در هر جامعه‌ای محسوب می‌شود. بی‌توجهی یا کم‌توجهی به این امر بسیار مهم و حیاتی و ارزشمند، قطعا موجب ایجاد فاصله و شکاف بیشتر با کشورهای پیشرفته شده و خود مستوجب پرداخت تاوان سنگینی در حیات آن جامعه می‌گردد که نهایتا کلیه امور مختلفه سازمان یا کشور را به خصوص سطح رفاه عمومی جامعه از آن متاثر خواهد گردید.

به نظر ما روح حاکم بر مسیله آموزش و استمرار آن و نقش توسعه منابع انسانی در ارتقای توانمندی سازمانها، استوار و مبتنی بر هشت اصل زیر می‌باشد:

1-1- وجود مربی لایق، دلسوز، عالم، آگاه و توانمند

1-2- وجود حداقل امکانات آموزشی و کمک آموزشی

1-3- وجود مدیران و برنامه‌ریزان آگاه و معتقد به این امر

1-4- وجود فرهنگ اعتقاد و اشاعه تفکر «نیاز به آموزش» در سطح سازمان و جامعه

1-5- وجود کانون‌هایی جهت بررسی و کنترل اثربخشی آموزش در سازمان و جامعه با برنامه‌ای مدون و مستمر

1-6- انطباق آماری و کیفی کانون‌های آموزشی و پژوهشی با نیازهای سازمان یا جامعه

1-7- پیش‌بینی و تعریف جایگاهی خاص برای امر آموزش و مدیریت اجرایی آن

1-8- کنترل مستمر و حساب‌شده کیفیت امور آموزشی و مدیریت اجرایی آن

بدیهی است وجود ضعف و یا نارسایی در خصوص هر یک از موارد فوق نه تنها بقیه موارد را وابسته به درجه اهمیت آن تحت‌الشعاع و تحت تاثیر قرار داده و موجب تضعیف آنها می‌گردد بلکه مشابه حلقه‌های زنجیر قدرتمند و یکپارچه‌ای عمل می‌کند که با ضعف یک حلقه موجب از هم گسیختن زنجیر و از دست رفتن تحمل و توانایی نیروهای جانبی فرهنگی و آموزشی و کیفی سازمان شده و تاثیرگذار بر همه شیونات وابسته به این امر خواهد شد. بی‌توجهی به امر آموزش مستمر به ویژه در خصوص ارتقای توانمندی کارکنان سازمان‌ها و شرکت‌ها و توسعه منابع انسانی متخصص و رشد و اعتلای کیفی سازمانها، می‌تواند در بهترین شرایط موجب رکود کیفی کلیه امور و در نهایت شکست اهداف کیفی بلند مدت سازمان گردد.

در بسیاری از شرکت‌ها و سازمانها فقدان نهادی که مسیولانه متولی این امر خطیر باشد، وجود تفکر اشتباه «هزینه‌بر بودن کار آموزش مستمر» بجای تفکر صحیح «سرمایه گذاری بهینه در امر آموزش» که از دو نگاه متفاوت به مسیله می‌نگرند، وجود دست اندازهای سهوی و بعضا عمدی از طرف مدیران و دست‌اندرکاران شرکت‌ها و سازمان‌ها در خصوص توسعه کیفی منابع انسانی به کمک آموزش و پرورش، داشتن دیدگاههای سنتی و درون‌گرا و انحصارگرا در خصوص سرمایه‌گذاری در توسعه منابع کیفی انسانی و … همه و همه از مواردیست که شدیدا با نگاه بازدارنده بجای شتاب‌دهنده به مسیله آموزش نگریسته می‌شود. در یک کلام هزینه‌های آموزشی و توسعه کیفی منابع انسانی یک سرمایه‌گذاری مستمر و ارزشمند است نه یک هزینه مستمر. بد نیست در انتهای مطالب پس از اشاره‌ای که به بحث رابطه آموزش و کیفیت می‌شود، به تجربیات نگارنده که در خصوص پیاده‌سازی سیستم مدیریت کیفیت در یکی از شرکتهای معتبر داخلی کسب نموده، اشاراتی داشته باشیم:

2- رابطه آموزش و کیفیت

امروزه گسترش و توسعه روزافزون فن‌آوریهای نوین در تمام زمینه‌ها، توسعه و پیشرفت شرکت‌ها و سازمانها را در رقابتی تنگاتنگ و بسیار پیچیده قرار داده است. ارتقاء کیفیت خدمات و محصولات، حفظ و بقاء شالوده شرکتها و موسسات و نوآوری در سیاستهای اجرایی آنها از دغدغه‌های مهم مدیران و راهبران اصلی سازمانها و شرکتها محسوب می‌شوند.

آگاهی و احاطه بر ارکان سیستم مدیریت کیفیت، مراحل استقرار و پیاده‌سازی آن و آشنایی و اعتقاد به مزایای حاصل از استقرار سیستمهای نوین است که می‌تواند از مدیران سنت‌گرا، مدیران و سیاست‌گذاران ورزیده و با دانش‌ روز بوجود آورد که با شجاعت تمام، دست به تغییر اساسی در ترکیب سیستم‌های کیفی و کمی سازمان بزنند. در این راستا آشنایی با ارکان سیستم مدیریت کیفیت همچون:

مشتری‌گرایی، رهبری و مدیریت، مشارکت افراد، دیدگاه فرآیندگرا، دیدگاه سیستمی مدیریت، بهبود مستمر، تصمیم‌گیری بر اساس رهیافتهای واقعی و رابطه سودمند و سودآور متقابل با تامین‌کنندگان،و شناخت مراحل استقرار سیستم مدیریت کیفیت همچون:

توجیه مدیریت ارشد سازمان نسبت به نقش مدیریت، برنامه‌ریزی منابع مورد نیاز برای استقرار، برگزاری دوره‌های آموزشی، شناسایی فرآیندها و اهداف و تدوین مستندات، اجرای مستندات و برنامه‌ها تا رسیدن به هدف، انجام ممیزی و ارزیابی داخلی و رفع عدم انطباق‌های احتمالی و انجام ممیزی نهایی و اخذ گواهینامه،و آشنایی و اعتقاد به مزایای حاصل از استقرار این سیستم همچون:

انجام کار صحیح، افزایش راندمان کارها، شناسایی و حذف حرکات موازی، کاهش دوباره‌کاریها و کاهش زمان انجام امور و فعالیت‌ها، از عوامل بنیادین و ضروری جهت نیل به اهداف والای شرکت‌ها تلقی می‌گردد. در این خصوص به دلیل اهمیت ویژه تاثیر نیروی انسانی بر روی طیف گسترده‌ای از امور شرکتها و سازمانها به برخی از منافع و مزایای دخیل بودن افراد شرکت و سازمان اشاره‌ای به شرح زیر می‌گردد:

2-1- ظهور افراد با انگیزه، متعهد و مشارکت‌جو در سازمان.

2-2- ایجاد انگیزه تلاش در جهت نوآوری و خلاقیت در جهت پیشبرد اهداف سازمان.

2-3- ایجاد زمینه اعتماد به عملکرد افراد و تشدید اشتیاق آنها در جهت بهبود مداوم.

2-4- درک بهتر افراد از اهمیت سهم و نقش خود در سازمان.

2-5- پذیرش و درک این موضوع که مشکلات متعلق به آنان است و مسیولیت حل آنها را نیز به عهده دارند.

2-6- امکان ارزیابی عملکرد افراد در مقابل اهداف سازمان توسط خود ایشان.

2-7- پی‌گیری فعالانه افراد جهت کشف فرصتهایی برای ارتقاء و شایستگی و اعتلای دانش و تجربیات خود.

بدیهی است یکی از اصول مدیریت کیفیت، مشارکت افراد و ارتقاء شایستگی‌های آنها از طریق آموزش، توسعه مهارت و گسترش تجارب آنهاست. بطوریکه از نتایج برگزاری دوره‌های آموزشی گوناگون در کشورهای پیشرفته برمی‌آید، نقش این آموزشها در موفقیت شرکت‌های پروژه محور انکارناپذیر بوده و در یک نگاه اجمالی می‌توان اینطور نتیجه‌گیری کرد که پیشرفت و موفقیت شرکت‌ها بدون وجود دوره‌های آموزشی همانند تصور وجود گیاهی شاداب ولی بدون ریشه است.

به یک تجربه عبرت‌آموز توجه کنید

3- یک تجربه عینی و مفید

بدون شک نیروی انسانی ماهر یکی از مهمترین منابع ارزشمند و پویای هر شرکت یا سازمانی محسوب می‌شوند که با حضور یک تیم کار آزموده و مجرب می‌توان گامهای بسیار حساب شده، موثر و بلندی در ارتقاء سطوح کیفی و کمی اهداف آن شرکت یا سازمان برداشته شود.

مدیریت نیروی انسانی در باب استفاده از توانمندی و ظرفیتهای جمیع کارکنان یک سازمان می‌گوید:

با تربیت یک گروه مجرب می‌توان محیط کاری آنچنان مساعدی را فراهم کرد که در آن افراد حضور خود را احساس کرده و به اهمیت جایگاه خود پی ببرند تا با انگیزه‌ای بسیار قوی در پیگیری امور و عرضه خلاقیت‌های خویش در پیشرفت کلیه کارها خود را سهیم و شریک بدانند. در این راه می‌توان افرادی را که دارای اطلاعات و سطح پتانسیل بالقوه بالاتر و کافی هستند، استخدام و آنها را در راستای اهداف شرکت یا سازمان و کسب مهارت‌ها و دانش‌ نوین روز تربیت نمود. فراموش نباید کرد که به یک فرد شاغل اگر نتوانیم شخصیت و یا لبخند زدن را بیاموزیم، اما انتقال دانش و مهارتهای روز به ایشان، کاری است کاملا آموزشی، عملی و قابل انتقال.

در این خصوص ارایه گزارش کوتاهی از یک تجربه مفید در یکی از شرکتهای پیمانکار ساختمان و تاسیسات که نگارنده‌ها با سمت نماینده مدیریت و مدیریت کیفیت کسب نموده‌اند، خالی از لطف نمی‌باشد.

تلاش و کوشش فراوان و بی‌وقفه‌ای که در یک دوره زمانی حدودا دو ساله جهت آماده‌سازی زیر ساخت‌ها و فراهم نمودن زمینه‌های دریافت گواهینامه بین المللی سیستم مدیریت کیفیت ISO 9001:2000 در این شرکت صورت پذیرفت، با اعتقاد و باورهای عمیقی که داشتیم ما را بر آن داشت تا در خصوص یکی از اجزاء بسیار مهم اجرایی این سیستم یعنی دوره‌های آموزشی و بازآموزی، جدیت و سماجت خستگی‌ناپذیری از خود نشان داده تا با ارتقاء تجربه و دانش افرد شاغل، شرکت را از وضعیت راکد موجود بیرون آورده و به وضعیتی مطلوب، شکوفاتر، پویاتر و هدف‌گراتر سوق داده و در انتظار اثربخشی و بهبود شرایط آن در اهداف کوتاه و بلند مدت کوشا باشیم، چیزی که بطور قطع و یقین یکی از آرزوهای مدیران شرکت‌ها و موسسات محسوب می‌گردد. بدیهی است در این راستا شرکت‌ها معمولا با مشکلات عدیده‌ای مزید بر مشکلات قبلی خود مواجه هستند که هنر مدیریت معمولا فایق آمدن بر این مشکلات و هموار کردن راهها جهت اجرا و استقرار این سیستم مدیریت بین‌المللی می‌باشد. علیرغم تایید و اذعان مدیریت شرکت و ابراز علاقه وافر در اجرای امور آموزشی افراد و استقبال بی‌نظیر و باشکوه همکاران شرکت، به دلایل واهی به شرح زیر این دوره‌ها به تعویق افتاده و یا اجرا نمی‌گردیدند:

3-1- عدم پذیرش جدی موضوع نیاز به آموزش افراد با به تعویق انداختن مداوم آنها

3-2- اعلام این نظر که برگزاری کلاس‌های آموزشی در زمان فعالیت شرکت برای تعداد معدود، بیشتر اتلاف وقت افراد و به تعویق افتادن کارهای جاری شرکت تلقی می‌گردد.

3-3- صرف هزینه آموزشی برای افراد، از دیدگاه ایشان کاری ناعادلانه و صرفا شخصی است که افراد خود باید بدان اقدام کنند.

3-4- مسایل مالی در خصوص موضوع آموزش از منظر ایشان، نوعی هزینه تلقی می‌گردد در حالی که از نظر کارشناسان نوعی سرمایه‌گذاری با سود تضمینی است.

3-5- و در یک کلام عدم انطباق حرف با عمل که موجب سلب اعتماد و احترام می‌گردید. تجربه فوق متاسفانه نشان‌دهنده روح سنتی حاکم بر افکار مدیران برخی شرکتهاست که نه تنها از ساختار تشویقی

برخوردار نمی‌باشد، بلکه با مقاومتی که از خود در برابر این تغییرات و شکوفایی نشان می‌دهند، تبدیل به روحیه سوء مدیریت و سرخوردگی افراد می‌گردد.

به نظر می‌رسد مدیرانی از این نوع، از نقش آموزش مستمر و پویا و تاثیرگذاری آن در ارتقاء اهداف شرکت و رضایتمندی مشتریان و کارفرمایان غافل‌اند.

شکی نیست که در اینگونه موارد اگر در بهترین شرایط راهبری قبول کنیم که نظرات سویی وجود نداشته باشد و یا حتی گاهی از سردلسوزی مطالبی در مسیرهای نادرست مطرح گردند، حاصل می‌تواند به نتایج دور از انتظار و یا غیر قابل باور دلسردی، اتلاف انرژی، اتلاف سرمایه، دوباره‌کاریها، عدم رضایتمندی مشتریان و گسیختگی‌ها ختم گردند.

نهایتا در یک جمله؛ انحصارگرایی، درون‌گرایی، تفکرات مدیریتی سنتی و عدم توجه جدی و واقع‌بینانه به مفاهیم جدید پدیده‌های روز مدیریتی، حاصلی بجز رکود، دوباره‌ کاریها، نارضایتی و عدم موفقیت به دنبال نخواهد داشت

4- نتیجه‌گیری

داشتن اعتقادی عمیق، راسخ و پابرجا و باوری پویا و مستحکم، به هشت اصل بنیادین حاکم بر سرنوشت آموزش و استمرار آن و تاثیرپذیری کلیه اهداف کمی و کیفی شرکت‌ها از این موارد به نقش توسعه منابع انسانی در ارتقاء توانمندی سازمان‌ها و شرکت‌ها وابسته بوده و آگاهی و احاطه بر ارکان سیستم مدیریت کیفیت نظیر مراحل استقرار، پیاده‌سازی و اعتقاد راسخ به مزایای عمده ناشی از استقرار آن و نیز دستیابی و آگاهی بر منافع و مزایای دخیل بودن افراد سازمان یا شرکت در کلیه امور و نیز بکار بستن تجربه‌های مفید، یقینا ما را به سر منزل مقصودی که همه جهانیان تاکنون از آن بهرمند شده‌اند، خواهد رساند.

اکنون زمانی است که مدیران شرکت‌ها با روش‌های نوین سیستمهای مدیریت عمیقا آشنا شده‌ و از تجربیات دیگر کشورها در این خصوص درس بگیرند. داشتن باوری عمیق و صادقانه از تاثیرگذاری آموزش بر اهداف کمی و کیفی شرکت‌ها توسط مدیران هوشمند و آگاه و بکار بستن توصیه‌های سازمانهای پیشتاز مدیریت کیفیت و تحمل هزینه‌های ناچیز مربوطه جهت برداشت محصولی بی‌نظیر از این پدیده، جملگی می‌تواند از نتایج و ثمرات دیدگاههای جدید مدیریت شرکت‌ها باشد.

به اختصار برحذر بودن مدیران از دیدگاههای انحصارگرا و سنتی در خصوص مدیریت شرکتها، تحمل و تقبل دیدگاههای به روز در این خصوص، به کار بستن توصیه‌های کارشناسان سازمانهای پیشتاز و متخصص امور مدیریت کیفیت، اختصاص ردیفهای مالی مربوطه، بکارگیری و تفویض اختیار به مدیران بخشها و کارشناسان شرکت، ایجاد انگیزه همکاری و اشتراک مساعی در کلیه کارکنان، آگاهی به روشهای مختلف آموزش و اعتقاد به تاثیرگذاری آن بر اهداف کمی و کیفی شرکت، داشتن یک جدول زمانی اجرایی و مطلوب آموزش از نتایج بررسی این مقاله به شمار می‌رود

دسته بندی: مقالات